میدونم شده
اولش باورم نمیشد خواب رو که اصلا تو خاطرم نبود ولی چون دقیقا همونجا رو دیده بودم کاملا یادم اومد
تازه واسه اطمینان تو ذهن خودم گفتم بالای این خیابون یه دور برگردونم داشت و بالای خیابون رو نگاه کردم و بلهههههه چه دور برگردونی!
یادمه یه بار با داییم سر این که اگه جسم جاییو ندیده باشه پس روحش نمیبینه در نتیجه خوابشم نمیبیه کلی حرف زدیم..
قبل از اینکه امروز همون صحنه ی رویایو ببینم به خودم میگفتم شاید درست گفته ولی امروز قطع به یقین میگم همه ی جاهایی که تو خواب رفتین و چشمتون تا حالا اونجا رو ندیده وجود داره
میشه این اتفاق رو جزء لذت های این دنیا طبقه بندیش کرد
چون حسابی بهم چسبید و چقدر من اونجارو تو خواب دوست داشتم
درست همونجور دیدمش که تو خواب دیده بودم همونقدر واقعی
+اقا زندگی شیرینی های خودشو داره
+ هر کی که به خواب هاش اهمیت نمیده ...ره
+میتونم حتی بگم اگه یه وقت منو گم کردین اونجا میتونین پیدا کنین
+ چرا نمیتونم براتون کروکی خوابمو بکشم؟
+ فقط اینو بدونین که همه چی از بالا بود و ماشین ها به اندازه ی ماشین اسباب بازی بودن
+اینکه تو خواب چیکار میکردم یادم نیست
+همیشه به همه گفتم خواب هام خاصن ولی اونجوری من باورشون دارم هیچ کس نداره
+الهی که همیشه خواب ببینین
برچسب:
نویسنده: یوسف کوهی