بعضی وقتا کار به جایی میرسه که وقتی دورو برتو نگاه میکنی یه عالمه زندگی پوچ و بی معنا میبینی
میگه این همه امید رو از کجا میاری ...
میگم چرا نا امید باشم وقتی نا امیدی حالمو بد میکنه و چرا باید حال بد رو تحمل کنم اصلا اگه میخواستم با حال بد زندگی کنم تو اتاقم میموندم و دور از همه کس همه جا صبحمو شب میکردم ...
نه ،الکی خوش هم نیستم امید به رویای واهی هم ندارم
فقط به خودم اعتماد کردم
فقط به خودم قول دادم
برچسب:
نویسنده: یوسف کوهی